ویرگول

جامعه نشینی، جامعه بینی و جامعه شناسی

ویرگول

جامعه نشینی، جامعه بینی و جامعه شناسی

ویرگول

ویرگول برای نرسیدن به نقطه

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
بایگانی

ویلیامز ساختار احساسات را الگوهای فرهنگی در حال شکل‌گیری می‌داند که هنوز به صورت نهادینه یا رسمی بیان نشده‌اند، اما در آثار هنری و ادبیات منعکس می‌شوند. فیلم فسیل را می‌توان مصداقی از این آثار هنری دانست که نشانگر احساسات نوظهوری در جامعه ایران است. فسیل بازسازی احساسی گذشته جامعه ایران بر مبنای وضعیت اکنونش است. این فیلم بیش از آنکه ترسیم کننده جامعه ایران در اواخر دهه 50 و میانه دهه 60 باشد؛ نشانگر  احساسات نوظهور در جامعه فعلی ایران است که بر مبنای تجربیات به دست آمده طی سال‌های بعد از انقلاب 1357، روایت جدیدی از گذشتۀ خود می­سازد.

کریم امینی کارگردان فسیل متولد سال 1365 است و تجربه و خاطره مستقیمی از سال‌های روایت شده در فیلمش ندارد ولی از دریچه سینما و در پرتو تجربه زیسته اکنونش در حال روایتی از گذشته است که به نوعی تبارشناسی وضعیتی محسوب می‌شود که به شرایط کنونی جامعه ایران انجامیده است. هم نسلان کارگردان دهه شصتی فیلم تا همین چند سال پیش با خوانش نوستالژیک خاطرات و اشیای دهه شصت و هفتاد در حال مرور دوران کودکی و نوجوانی خود بودند ولی اینک یک دهه نیز عقب‌تر برگشته‌اند و خوانش نوستالژیک را به دهه پنجاه نیز تعمیم داده‌اند. همان خوانش نوستالژیک دهه هفتاد و هشتاد را نیز می‌شد نشانه‌ای از حسرت برای گذشته و احساسات نوظهور دانست که اینک با حسرت خوردن برای دهه پنجاه و دوران پیش از انقلاب 57 آشکارا معنای سیاسی به خود گرفته است.

فیلم فسیل

سه شخصیت اصلی فیلم (اسماعیل، سعید و صفا) را که دوست و اعضای یک گروه موزیک هستند به نوعی می‌توان نماد احساسات متعارضی دانست که در نظریه ویلیامز مفهوم‌سازی شده است. تضادهای درونی و بیرونی آن‌ها، همان «فرایندهای فرهنگی ناتمام» را بازتاب می‌دهد که ویلیامز آن را ویژگی جوامع در حال گذار می‌داند.

اجبارها و تحمیل‌هایی که اسماعیل چه قبل و بعد انقلاب در آن گرفتار شده و با نوعی استیصال شخصی او در مقابل جبر ساختاری تصویر شده است؛ به نوعی نماد نارضایتی و درماندگی جامعه ایران هم از شرایط قبل از انقلاب ۵۷ و هم بعد از انقلاب است.

شاید چنین به نظر برسد که فسیل تصویری مطلوب و آمیخته به حسرت از ایران قبل انقلاب ۵۷ روایت می‌کند اما نماد‍پردازی آن بیشتر حاوی نقد به هردو نظام سیاسی حاکم در قبل و بعد انقلاب است. اسماعیل به عنوان نمادی از اکثریت مردم ایران در پی یک زندگی معمولی و غیرسیاسی است که ناخواسته قربانی سیاست‌زدگی و محدودیت­های ساختاری غالب در هر دو حکومت می‌شود.

احساسات نوظهور مورد تاکید در فیلم نه نمایش تصویری آرمانی و نیک از حکومت پهلوی در مقابل حکومت جمهوری اسلامی؛ بلکه تاکید بر خستگی و دلزدگی از هر نوع ایدئولوژی چه پادشاهی، چه اسلامی و چه چپ است. احساس نوظهور جامعه ایرانی ترجیح یک زندگی معمولی و غیرسیاسی به جای انواع آرمان­های سیاسی است که در هدف اصلی اسماعیل یعنی ازدواج با دختر مورد علاقه­اش جلوه­گر شده است. در نهایت فیلم با کمای مجدد اسماعیل و به هوش آمدن وی در اوج تلاطمات سیاسی سال 1388 تمام می­شود که نمادی است از استیصال و ناکامی احساسی دامنه­دار جامعه ایران در مقابل دولت­های مختلف حاکم بر ایران.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی