ویرگول

جامعه نشینی، جامعه بینی و جامعه شناسی

ویرگول

جامعه نشینی، جامعه بینی و جامعه شناسی

ویرگول

ویرگول برای نرسیدن به نقطه

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
بایگانی

 این یادداشت را هم برای رویداد نوشتم

چندی است که شیرهای دستشویی های برادران دانشکده انسانی توسط فرد یا افرادی بطورکامل خم و شکسته شده اند بگونه ای که مجموعه هشت تایی دستشویی ضلع شمالی دیگر قابل استفاده نیست و دربش قفل شده است و دستشویی ضلع جنوبی نیز تنها با یک دستشویی سالم به سرویس دهی می پردازد!

شاید تخریب دستشویی در جامعه ی ما امری طبیعی و روزمره محسوب شود ولی نگاهی غیرعادتی اینگونه خرابکاری در دستشویی را حاوی پیام ها و معانی هشداردهنده ای میداند که تامل درباره ی آنها می تواند نشانه هایی از چیزی بدست دهد که در زیر پوستین این دانشگاه و جامعه جریان دارد...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۸۶ ، ۲۱:۲۰
ویرگول ،،،

این یادداشت را به عنوان سرآغاز رویداد نوشتم

روزها نه دانشجو حال خوشی دارد، نه استاد و نه دانشگاه. فشارها و ناملایمات تحمیلی از بیرون دانشگاه در قالب تعلیق و اخراج دانشجویان و استادان در کنار سرخوردگی ها، یاس ها و خستگی های شخصی و فلسفی آنها و همچنین برنامه های کلان در حال اجرا برای تضعیف دانشگاه و بخصوص علوم انسانی و اجتماعی در دانشگاه ها به عنوان عقل نقاد و روشنگر جامعه باعث شده تا رخوت و رکود را در دانشگاه و دانشگاهیان بیش از هر زمان دیگری احساس کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۸۶ ، ۲۲:۰۱
ویرگول ،،،

این یادداشت را برای رویداد نوشتم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مهر ۸۶ ، ۲۱:۱۸
ویرگول ،،،

شب قدر سال گذشته بود که مشغول مطالعه کتاب «ماکس وبر و اسلام›› (نوشته برایان ترنر، ترجمه سعید وصالی، انتشارات مرکز،1382) بودم. بلافاصله بعد از خواندن کتاب در حالی که از حال و هوای شب قدر و این کتاب متاثر بودم یادداشت زیر را نوشتم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مهر ۸۶ ، ۲۱:۴۰
ویرگول ،،،

چندی پیش به شب شعر طنزی رقته بودم، یکی از شاعران ابتدا شعری خواند و پس از پایان آن گفت شعر دیگری نیز آماده کرده بودم که یکی از شاعران پیش کسوت جمع گفت اگر آنرا نخوانم بهتر است حال می خواستم تا نظر حضار را هم بدانم که بخوانم یا نخوانم؟ حضار رای به خواندن دادن شاعر میانسال گفت این شعر را سال 67 سروده ام و چون بدون غرض است می خوانم...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۸۶ ، ۲۱:۰۴
ویرگول ،،،

سمینار دین و مدرنیته امسال با محوریت موضوع آسیب شناسی روشنفکری دینی برگزار شد، مخالفان و منتقدان روشنفکری دینی به نقد این جریان پرداختند، به گفته ی دبیر سمینار محمدرضا جلایی پور کسی از روشنفکران غیردینی دعوت برگزارکنندگان را برای حضور در این سمینار نپذیرفت، در نتیجه اکثر سخنرانان خود همان روشنفکران دینی بودند که بنا بود نقد و آسیب شناسی شوند و یا کسانی بودند که به این جریان تعلق خاطر دارند... هرچند همان ها هم از کاستی ها و آسیب های روشنفکری دینی گقتند ولی بنظرم بهتر بود بیشتر شنونده این سمینار بودند  تا سخنرانانش.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۸۶ ، ۲۰:۵۵
ویرگول ،،،

ساعت 22، یکشنبه 7 مرداد، 14 رجب

افطاری امشب مرغ با نان و پنیر و آب معدنی و 2 تا آبمیوه بود، چای هم که مدام داده میشود. به غیر از اینها معتکفین خود غذاهای بسیار دیگری هم دارند و یا سفارش میدهند دوستان و آشنایانشان از بیرون بیاورند و یا شاید هم بدون آنکه خودشان بخواهند می آورند، در هر صورت افراد زیادی برای دیدن معتکفین بستگان و دوستان معتکفشان می آیند، غذا و خوردنی ها زیاد است و بشخصه نمیتوانم همه آنها را بخورم. قبل از افطار با طلبه ها صحبت میکردم یکیشان از اینکه معتکفین سوال و اشکال شرعی از او نمی پرسیدند گلایه می کرد، می گفت با خود استفتائات و رساله آورده تا اگر معتکفین سوالی از او پرسیدند پاسخ بدهد ولی می گفت به جز یک نفر کسی از او سوالی نپرسیده، معتقد بود مردم نسبت به احکام اشان کم توجه تر شده اند و تقلید را چندان جدی نمی گیرند همین جمله اش باعث شد جوانان در مورد نسبت عقل و تقلید سوال کنند ولی طلبه نتوانست جوانان را قانع کند. چند نکته دیگر در گفتگو با طلبه ها برایم جالب بود از جمله اینکه می گفت در حوزه اکثر طلاب به صورت جمعی و با اساتیدشان به ورزش به خصوص ورزش های رزمی می پردازند و دیگر اینکه سازمان ملی جوانان طلاب را به عنوان مبلغ و در قالب طرحی همانند اوقات فراغت به نقاط مختلف اعزام میکند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۸۶ ، ۲۰:۵۰
ویرگول ،،،

اعتکاف میدان مطالعاتی بود و من محققی که قصد مشاهده مشارکتی را داشتم، تکنیک های مردمنگاری را آنطور که باید نمیدانم و به طور حتم گزارش کاملی نخواهد بود ولی به هرحال تلاشی است برای موضوعی که فکر نکنم تابه حال انسان شناسان و جامعه شناسان بدان پرداخته باشند، در مدت معتکف شدنم هر روز چندبار مشاهداتم را یادداشت میکردم، قصد دارم در یادداشت های بعدی تحلیلی جامعه شناختی از اعتکاف در اردبیل بنویسم فعلا فقط یادداشت های روزانه ام را قرار میدهم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۸۶ ، ۲۰:۴۷
ویرگول ،،،

تهران شهری است که اقوام مختلف ایرانی را در خود جای داده است و با اطمینان نمیتوان نام منطقه ای را برد که ساکنانش تنها قوم خاصی باشند، تهران پایتخت تمام اقوام ایرانی است و با وجود تنوع قومی و نژادی ساکنانش کمتر شاهد نزاعی بین آنهاست. در هر کوچه ای اقوام مختلف ایرانی با آرامش در کنار هم زندگی میکنند و اختلاط و پیوند محکمی بین اشان برقرار است. اما افغان ها و اعراب تمایز آشکاری با دیگر ساکنان تهران دارند آنها جزو معدود مهاجران خارجی در ایران هستند که مجبور به کوچ از وطن خود شده اند، گروه اول هیچگاه به عنوان انسان در ایران و تهران به رسمیت شناخته نشده اند و با وجود پیوندهای تاریخی و زبانی اشان توسط ایرانیان طرد و نفی شده اند اما گروه دوم علاوه بر آن که از حمایت سیاسی دولت ایران برخوردارند خودشان هم نخواسته اند تا فرهنگ ایرانی را بطور کامل بپذیرند و به عنوان ایرانی شناخته شوند بلکه از موضع قدرت و با اعلام آشکار هویت خویش در تهران زندگی میکنند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۸۶ ، ۲۰:۴۵
ویرگول ،،،

شهرک دولت آباد در جنوب تهران منطقه 20، ویژگی بارزی دارد که این شهرک را از دیگر مناطق تهران متمایز میکند. در دولت آباد جمع کثیری از عراقی ها و تعداد کمی از فلسطینیها و لبنانیها ساکن اند. دولت آباد سه فلکه اصلی دارد  و اعراب بیشتر در خیابانها و کوچه هایی که به فلکه سوم منتهی میشود ساکن اند، عراقی ها اکثرا اخراجیها و تبعیدیهای حکومت صدام هستند و محمدباقرحکیم نیز تا قبل از بازگشت به عراق مدتی در این شهرک ساکن بوده، در زمان جنگ ایران و عراق هم هواپیماهای جنگی عراق هنگام بمباران تهران گویا عنایت ویژه ای به هموطنان خود در این شهرک داشته اند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۸۶ ، ۲۰:۴۵
ویرگول ،،،

تغییر تفسیرهای سنتی و فقهی نسبت به دین و اسلام را نتیجه ی مجله کیان میدانند، کیان در طی چند سال انتشار خود محلی برای گرد آمدن روشنفکران دینی و طرح نظرات آنها بین نخبگان و مردم بود. در کنار کیان حلقه آیین هم مطرح است که به نوعی شاید بتوان آنرا شاخه ی سیاسی تر کیان دانست، حلقه آیین و کیان پیروزی خاتمی و آغاز عصر اصلاحات را رقم زدند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۸۶ ، ۲۰:۴۰
ویرگول ،،،

نمی توان پارک وی را دید و به یاد مارکس و فوکو نیفتاد؛ پارک وی داستان مادر و پسر دیوانه ی مرفهی است که پدر خانواده با جدایی از همسرش ایران را ترک کرده، پسر(کوهیار) اتفاقی با دختری (رها) برخورد میکند و بلافاصله از او خواستگاری میکند. کوهیار و رها پولدار بودن پدرانشان را به رخ همدیگر میکشند، پدر رها مردی بی خیال و غالبن مست هست، نامادری رها دکتری روانشناس است و همان مشرقی فیلم های جیرانی. کوهیار با بیان عشقش و تحسین زیبایی رها در عرض چند روز همسر او میشود. پدر مست رها علیرغم هشدار همسرش با ازدواج دخترش موافقت میکند. رها و اطرافیان او از همان آغاز رفتارهای عجیب کوهیار را میبینند ولی همگی آنها را تعبیر به عشق میکنند و یا در نهایت خوشبینی جنون کوهیار را جنون عاشقی میدانند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۸۶ ، ۲۱:۴۴
ویرگول ،،،

این روزها نتیجه مناقصه کنکور اعلام شده و بسیاری از خانواده ها درگیر آن هستند ، این یادداشت برای آنها.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۸۶ ، ۲۱:۴۴
ویرگول ،،،